السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )
66
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )
ترجمه سوم آنكه مسائل در فلسفه به طريق عكس الحمل بيان مىشوند . پس سخن ماكه مىگوييم « واجب موجود است و ممكن موجود است » در تقدير آن است كه بگوييم موجود يا واجب است يا ممكن و يا جملهء « وجوب يا بالذات است يا بالغير در حكم آن است كه بگوييم موجود واجب يابالذات است يا بالغير . » شرح عكس در منطق عبارت است از جابه جا كردن موضوع و محمول در قضاياى حمليه ، و مقدم و تالى در قضاياى شرطيه ، فى المثل جملهء « الانسان حيوانٌ » منعكس مىشود به « بعض الحيوان انسان » . اكنون مىگوييم چون موضوع در فلسفه « موجود » هست بايد در مسائل فلسفه كه حكمى را براى اين موضوع بيان مىكنيم موجود را موضوع قرار داده بگوييم « الموجود واجبٌ او ممكنٌ » يا بگوييم « الموجود واجبٌ امّا بالذّات او بالغير » يا بگوييم « الموجود امّا علّةٌ او معلولٌ » در حالى كه در تعابير متعارف برعكس مىگوييم ؛ يعنى موجود را كه موضوع هست در جانب محمول قرار داده و محمول را موضوع قرار مىدهيم و مىگوييم « الواجب او الممكن موجودٌ » يا « الوجوب سواء كان بالذّات او بالغير موجودٌ » يا « العلّة او المعلول موجودٌ » . در تمام مسائل فلسفه هر عارض و محمولى كه براى وجود بيان مىشود به طريق عكس حمل بيان مىشود . فلسفه ، مقدمهء علم ديگرى نيست متن و رابعاً ، إنّ هذا الفنّ لمّا كان . . . نعم هناك فوائد تترتّب عليها . ترجمه چهارم ، چون فلسفه شاملترين موضوعات را دارد و از موضوع آن و محمولاتى كه به آن موضوع